روشنگری درباره امامت6

دلایل بطلان روایت بشارت ده نفر به بهشت

 آنچه که از قول پیامبر ادعا کرده اند که فرمود:"ده تن از اصحاب من در بهشتند"1 آنگاه ابوبکر ،عمر ،عثمان ،علی(ع) ،طلحه ،زبیر ، سعد بن ابی وقاص ،سعید بن زید بن نفیل ،عبدالرحمن بن عوف زهری و ابوعبیده جراح را نام برده اند،این ادعا به دلایلی از اعتبار ساقط است. از جمله:

راوی حدیث،سعیدبن زیدبن نفیل است که به اعتقاد ایشان از پیامبر آن را نقل کرده استو این سعید خود-مطابق آنچه در عبارت حدیث آمده و بر اساس شرح حالی که ایشان از او نقل کرده اند-یکی از آن ده تن است،در صورتی که این مطلب به ثبوت رسیده:هرکه دیگران را به همراه تزکیه و توصیف خود،تزکیه و تعریف کند،در شریعت اسلام چنین تزکیه ای از او پذیرفته نیست و هرکه به سود دیگری شهادتی بدهد که خود نصیبی در آن داشته باشد،به اجماع مسلمین شهادتش پذیرفته نیست.

و از جمله ی بی اعتباری حدیث،آنکه سعید یک نفر است و خبر واحد نمی تواند اطمینان بخش باشد بر اینکه حق در پیشگاه خدای سبحان همان است و بس.

و از جمله آنکه دلیل عقلی مانع از آن است که یقین بر بهشتی بودن و ایمنی از آتش دوزخ برای کسی حاصل شود که امکان صدور اعمال زشت و ناروا از او می رود و او از لغزش و ضلالت مصون نمی باشد،زیرا چگونه برای او به خاطر آنچه قبلا" گفتیم چنین اطمینانی حاصل می شود؟در حالی که او به جهت توصیفی که کردیم در معرض انجام گناهان و بدی ها و ارتکاب اعمالی می باشد که طبایع و هواهای نفسانی،بدانها دعوت می کند و او از دایره ی عصمت خارج است زیرا او از عذاب الهی ایمن نیست و اطمینان به حصن عاقبتی که خبر داده اند و یقین به اجر و و پاداش در بهشت برای او غیر ممکن است و چنین ادعایی باطل است وبر خداوند حکیم،چنین چیزی روا نیست و در تدبیر امور بندگان از خدای متعال نادرست است.

حال اگر آنچه ما گفتیم،لازم و قطعی است و تمام امت بر نداشتن عصمت تمام کسانی که در این خبر،نام آنها آمده است اجماع دارند-جز امیرالمومنین(ع)آن هم به خاطر اعتقاد شیعه بر عصمت آن بزرگوار و جدایی عقیده ی شیعه از دیگران در دستیازی به حقیقت-پس ثابت می شود که این حدیث باطل و ساختگی و منتسب به پیامبر است.

1-سنن ابی داود 4/211/4649،سنن ترمذی 5/648 و کنزالعمال11/638 و646 با اندک اختلافی


/ 3 نظر / 14 بازدید
شهید مهدی عزیزی عزیز

چهل شب است فقط گریه کرده ام بی تو چهل شب است برادر که مانده ام بی تو ز بعدِ صحنه ی گودال و بی تو گشتنِ من بدون محرم و یاور، شکسته ام بی تو دلم شکسته ز داغت ولی پیام تو را به کل عالم هستی رسانده ام بی تو به هر کجا که سرت رفت من هم آمده ام گمان مکن که من از پا نشسته ام بی تو شبیه فاطمه گشته کبودیِ بدنم شبیه مادر مظلومه گشته ام بی تو حکایتِ تن بی سر و حلقه انگشتر برای کل جهان روضه خوانده ام بی تو شاعر: سيد محمدعلی نقيب

شهید مهدی عزیزی عزیز

آه! اینجاست شروع سفرش، یادت هست؟ «نینوا... ماریه... نام دگرش...»، یادت هست؟ آه! اینجاست مناجات شب آخر او حال نیمه شب و آه سحرش یادت هست؟ آه! اینجا پدر آسیمه سر از راه رسید روی بگذاشت به روی پسرش، یادت هست؟ آه! اینجاست که او خواست علی اصغر را گفتی آرام: «بیا و ببرش»، یادت هست؟ آه! اینجا به دل حرمله ها کار نکرد خطبه خوانی علی و پدرش، یادت هست؟ آه! اینجاست که سیمرغ حرم سقا شد لیک با آب زمین ریخت پرش، یادت هست؟ داغ جانسوز برادر به برادر که رسید زیر آن بار دوتا شد کمرش، یادت هست؟ چون که می گفت : «خداحافظتان اهل حرم» "طرز عاشق کشی" چشم ترش یادت هست؟ بی خبر از پسر فاطمه مضطر بودیم ذوالجناح آمد و آمد خبرش، یادت هست؟ و همین جا وسط مهلکه ناگه دیدیم جای خورشید نشسته است سرش، یادت هست؟ ... اربعین 1434